ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
754
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
38 ص 74 ) گذشت ، و خود از شعرا و اهل علم و ادب عصر خويش بوده ، و شرح احوالش در « روضة الصفا : ج 9 » و « مجمع الفصحا 2 : 206 » و مقدمهئى كه اقبال آشتيانى بر « ديوان » پدرش ( كه در سال 1332 شمسى در تهران چاپ شده ) نوشته ( ص 8 ) ذكر شده ، و از آنها همه چنين برآيد كه : او از شعراء عهد فتحعلى شاه و مداحان خاص آن پادشاه بوده ، كه پس از زيارت مكه معظمه به خدمت او شتافته و از وى منصب داروغگى دفتر و لقب مجتهد الشعرائى يافته و احترامى تمام در نزد او بهم رسانيده و سالها بمداحى او گذرانيده ، و كتابى بنام « رشحات سحاب » در تذكره شعرا بنام او تأليف كرده كه تمام نشده ، و ديگر كتابى دارد بنام « سحاب البكاء » در مغازى و مراثى حضرت سيد الشهداء ( عليه السلام ) ، و « ديوان اشعار » قريب به پنج هزار بيت ، چنان كه در مقدمه ديوان پدرش گفته ( يا هشت هزار بيت ، چنانكه در « دانشمندان آذربايجان » است ) ، و نسخهاى از آنكه در كتابخانه مدرسه سپهسالار هنوز موجود است از 4000 بيت كمتر است ، و نسخه كتابخانه دانشگاه از 2000 بيت نيز كمتر است . و او در علم عروض و قافيه و حساب و طب ، استحضارى تمام داشته ، و اكتساب كمالات و حالات نيكو نموده ، تا بالاخره در اين سال ، چنان كه در « روضة الصفا » و « الذريعة 9 : 432 » نوشتهاند ؛ وفات كرده ، و در « مجمع الفصحا » و مقدمه اقبال در 1223 نوشتهاند . و نعش او را به اشاره فتحعلى شاه بمشاهد منوره برده و آنجا در نجف دفن كردند . و اينك چيزى كه بايد در احوال پدرش بنويسيم و آنجا ننوشتهايم اينكه : جد اعلاى هاتف از اردوباد باصفهان آمده . و دختر هاتف كه معروفه به بيگم بوده ظاهرا اسمى از قبيل فاطمه و سكينه و غيره كه در جلو آن بوده داشته ، كه مثلا فاطمه بيگم يا سكينه بيگم يا غيره باشد ، چنانكه در مقدمهء « ديوان : 13 در پاورقى » فرموده . و اينك اين چند شعر از صاحب عنوان بنقل از « مجمع الفصحا » اينجا نوشته مىشود : دانى چه اثر داشت دعاى سحر ما * اين بود كه نگذاشت بعالم اثر ما بگشاى پاى ما كه كمند وفاى ما * محكمتر است از همه بندى بپاى ما رباعى : شبها كه ز هجران توام در تبوتاب * يكدم نرود بخواب اين چشم پرآب